أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
76
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت آنگه آن را حلال كرد و مباح گردانيد در وقت آنكه از نماز فارغ شوند گفت : چون نماز گزارده شود پراكنده شويد در زمين و طلب كنيد از فضل خداى تعالى و روزى وى يعنى تجارت كنيد و بيع و شرا . و گفتند كه : مراد به اين طلب دنيا نيست مراد سننى است مرغّب از عيادت بيمارى ، و تشييع جنازهء ، و زيارت برادرى ، و طلب كردن علمى . از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه : نماز روز آدينه و پراكنده شدن و طلب كردن روزى روز شنبه است . آنگه گفت : [ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ ] خداى را ياد كنيد بسيار در وقتى كه از نماز بازگشته باشيد و ببيع و شرى مشغول شويد ، و تجارت نبايد كه شما را از ذكر خداى مشغول گرداند ، وى را بسيار ياد كنيد در جملهء احوال تا باشد كه شما فلاح و ظفر يابيد . جابر بن عبد اللّه الانصارى گفت : روزى از روزهاى آدينه با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز ميكرديم كاروانى در آمد و آواز طبل برآمد مردم همه نماز ببريدند و برفتند بهرى بطلب بازرگانى و بهرى بنظارهء لهو و آواز طبل ؛ تا با رسول ( ص ) نماند مگر دوازده مرد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد [ وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً ] چون بينند تجارتى و بازرگانئى يا لهوى از شنيدن آواز طبل و آواز دست پراكنده شوند از مقام نماز خود و روى بتجارت و لهو آرند و ترا كه محمّدى فرو گذارند استاده بر پاى بر منبر خود . ابو مالك گفت : سالى در مدينه قحطى بود دحية بن خليفه بتجارت شام بود روز آدينه بود كه درآمد و زيت آورد رسول ( ص ) بر منبر بود خطبه ميكرد چون آواز طبل برآمد بشتافتند و رسول ( ص ) را رها كردند تا باوى نماند الّا اندكى ، رسول خداى گفت : به آن خداى كه مرا بحقّ بخلقان فرستاد كه اگر شما جمله رفته بوديد ازين وادى آتشى بر آمدى و همه را بسوختى . و اين معنى ايشان سه بار كردند براى آمدن كاروان ؛ و هر سه بار اتّفاق افتاد كه آدينه بود . آنگه خداى تعالى فرمود محمّد ( ص ) را كه : اى محمّد بگوى آنان را كه اين معامله ميكنند كه : آنچه بنزديك خداى تعالى است از منافع و ثواب و لذّات آخرت بهتر است ازين لهو و ازين تجارت كه شما براى آن نماز رها ميكنيد و پيغمبر را فرو ميگذاريد و خداى تعالى بهترين روزى دهندگانست بهترين روزى وى دهد .